تبليغاتX
شخصی نویس
 من بي تعارف، هستي ام را از شما دارم...

http://dl.lxl.ir/mojtaba./picture/emam_zaman.jpg

ديگر به خلوتهاي من يك نم، نمي باري
در دفتر تنهايي ام، شعري نمي كاري

لحن سكوتت در دلم، هر روز يك جور است
قهري؟نه! دلگيري؟نه! آقا دوستم داري؟...

من -بي تعارف- هستي ام را از شما دارم
آقا، خلاصه مطلبي، فرمايشي، كاري...

من خوانده ام دربارتان، يك خيمه ساده ست
جايي در آن دارند، شاعرهاي درباري؟...

امّا من و اين رتبه و اين منزلت، هرگز
امّا تو و اين بخشش و اين مرحمت...، آري

توفيق دادي يك غزل همصحبتت باشم
از بس كه گل هستيّ و رو دادي به هر خاري...

(حسن بیاتانی)



_________________
پينوشت:
1. عيد ميلاد ولي نعمت ما مبارك...

2. يه حالت ركود تو همه جا حاكمه...
يه جورايي همه منتظرن ببينن "آخرش" چي ميشه...
حتي رفاقتها هم رنگ سياسي به خودش گرفته...

3. ما كه ادعامون ميشه ولايتي هستيم، شده در حد گوش دادن به سخنرانيها، به حرفهاي "آقا" گوش بديم؟...
اگر پاسخ مثبته، نظرتون درباره اين صحبت "آقا" چيه: "عمار كجاست؟"...

4. دعا كنيد آخرش هر چي شد، ما عاقبت بخير بشيم...
اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا...



يازهرا-ملتمس دعا


|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 1388/08/07 و ساعت 23:28  
 سرگردان...

بسم الله...
بي مقدمه:
خيلي وقته خدا ما رو نزده...
ديگه امام زمان عجل الله فرجه هم دلش نمياد مارو بزنه...
طاقت ندارم وگرنه ميگفتم: "يكي بزن"...
خودتون هم به ما ياد دادين كه بگيم:‌ نزن...

اِلهِي لَا تُودِّبنِي بِعُقُوبَتِك....

همين جوري:

- آقا، تو بنا نداري بذاري ما بريم جهنم، ولي ما رو از جهنم خودمون نجات بده...

- زمانه زمان عجيبي است، آي آدمها...

- از شهر دلگیرم ....
ماه لابه لای برج ها گم شده است ....
از تقویم دلگیرم ....
ماه ، لا به لای برج ها گم شده است ....

- اين چند وقته يه حس عجيبي همه جا هست...
همه سردرگم هستن و حيرون...
انگار يه خبراييه...
سرخوش آن دل كه از آن آگاه است...


يازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه 1388/07/12 و ساعت 2:37  
 خداحافظ ماه خدا...

دير ز ره آمد و خنده زد و زود رفت...

يازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه 1388/06/29 و ساعت 23:34  
 موفق و مقرّب...

بسم الله
حضرت آقاي پناهيان فرمودند:

فرض كنيم براي مسابقات انتخابي تيم ملي پينگ پنگ، در حال تمرين با "مربّي" هستيم...
اين مطلب بدان معناست كه ما نه حريف مسابقه اي مربّي هستيم ونه يك سرگرمي ساده...
هر سختي رو در طول "تمرين" ميپذيريم و "صبر" ميكنيم...
تنها به دو دليل:
هدف از اين "تمرينات"، فقط به فقط جهت "رشد" ماست...
چون قرار است "انتخاب" شويم...

به نظر شما زندگي اينطور نيست؟!...

همچنين فرمودند:

هر لحظه بايد به اين توجه كنيم كه خدا داره به "من" توجه ميكنه...
به "من"...
نه به "ما"...
شبها كه در خوابيم هم همونجا كنار بستر نشسته و "مراقب" ماس...
اول صبح هم كه بيدار ميشم، اولين كسي كه به ما "نگاه" ميكنه، خداس...
اولين سوالي كه ميپرسه اينه :‌
امروز رو چطور ميخواي؟...
ما هم طبق عادت ميگيم:
دوست دارم امروز، "موفق" باشم...
خدا آه سردي ميكشه و ميگه:‌
كاش آرزو ميكردي كه "مقرّب" باشي...

******************
1.انصافا صحبتهاي يكشنبه دكتر عزيز، از دل برآمده بود. بد جوري به دلا نشست...

2. اين شبا بدجوري از "سنگين" بودن عذاب ميكشم(شيم)...
بيايد رفاقتي براي هم دعا كنيم...
براي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و حضرت آقا بيشتر از بقيه...

3. مولاي من؛

هرگز نگويمت كه بيا دست من بگير
عمريست گرفته اي، مبادا رها كني


يازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه 1388/06/09 و ساعت 1:42  
 پله برقي...
بسم الله...

حاج آقاي پناهيان فرمودند:

 رمضان يه چيزي شبيه پله برقيه...

بعضيا كه براي "بالا" رفتن عجله دارن و در تكاپو هستن، به "پله برقي" كه ميرسند، مي ايستند تا اونها رو بالا ببره...

بعضيا هم شوخيشون ميگره و چند تا پله هم ميان "پايين"...
ولي خاصيت "پله برقي" اينه مه با همه اين اوصاف همه رو ميبره "بالا"...



*******************

- البته حاج آقا نگفتن كه بعضيا هم مثل ما، جهت رو اشتباه گرفتن...

- هميشه عادت داريم به جاي تلاش جهت بهره مندي، افسوس گذشته رو بخوريم...

- دعا براي همديگر رو فراموش نكنيم...


يازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه 1388/06/02 و ساعت 18:36  
 ذكر یا صاحب الزمان(عج) گل كرد...


دیشب این طبع، بی‌قرار شما / خواست عرض ارادتی بكند
دست كم از دل شكسته‌تان / واژه‌هایم عیادتی بكند...

***

چشم بد دور، عمرتان بسیار / كس نبیند ملالتان آقا...
ما نمردیم خون دل بخوری / تخت باشد خیالتان آقا...

***

چیست روباه در مصاف شیر؟! / چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور / می‌شود خواب دشمن آشفته...

***

هست خاموشی‌ات پر از فریاد / در تو آرامشی است طوفانی
"الذی انزل السكینه" تو را / كرده سرشار از فراوانی...

***

واژه‌ها از لبت تراویدند / پرصلابت، پرعاطفه ، پرشور
آفریدند در دل مردم / عزت، آمادگی، حماسه، حضور...

***

این حماسه همه ز یُمن تو بود / گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا، تا ابد ولی محبوب / در دل عاشقان خود ماندی...

***

سهم دلدادگان تو "سلوی" / قسمت دشمنان تو "سجیل"
رهبری نیست در جهان جز تو / كه ز امت چنین كند تجلیل...

***

نسل سوم چو نسل اول هست / با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون كوثر / هان! "فصل لربک و انحر"...

***

گرچه در باغ سینه‌ات داری / لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتی اما نمی‌روی چو حسین / تا ابد زیر بار بدعت‌ها...

***

ناگهان در نماز جمعه شهر / عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها / ذكر یا صاحب الزمان(عج) گل كرد...

***

جان ایران! چه شد كه جانت را / جان ناقابلی گمان كردی؟!
آبروی همه مسلمانان / اشک ما را چرا درآوردی؟!...

***

جسم تو كامل است، ناقص نیست / می‌دهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حكایتی دارد... / رحم الله عمی العباس....

(حجت الاسلام جواد محمدزمانی)

 

پی نوشت:
۱. ممنونیم از "دکتر عزیز"، که جهت اطاعت از فرمان مولا،  اصل 57 قانون اساسي اشاره کردند...

۲. این شعر اگرچه دیر شد، ولی ارزش خوندن رو داره. هم برای سلامتی شاعرش یه صلوات بفرستین هم برای التیام درد آقامون...

۳. یادمون نره که احمدی نژاد رو دوست داریم چون ولایی میشناسیمش...

۴. جمهوری اسلامی و انقلاب، به واسطه احمدی نژادی بودن، عزیز نیستند، بلکه این دکتره که به علت انقلابی بودن محبوبه...

۵. ۲ تا صلوات بالا رو فرستادین؟...


یازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه 1388/05/05 و ساعت 22:25