تبليغاتX
شخصی نویس
سلام.
هميشه شنيديم كه دو كلمه حرف حساب اما اين دفعه مي خوايم فقط يه كلمه حرف حساب بزنيم...

هر آدمي تو زندگيش چقدر براي اعداد اهميت قائله؟ ...
رَوونترش كنم و اينو بگم: ما تا حالا هيچ فكر كرديم معمولا چقدر به طور روزمره با يه سري عدد سرو كار داريم؟...
فكر كرديم اين عددا چي هستن و چي كارن؟...
اصلا دوزار وقت گذاشتيم ببينيم كه اگه يكي كم شه يا زياد شه رو زندگيمون چه اثري داره و ما چيكار ميكنيم؟...

مثلا: امروز به جاي ۳ وعده غذا خوردن ۵ وعده يا ۲ وعده غذا بخوريم! كي گفته بايد ۳ وعده غذا خورد؟
يا به جاي شب خوابيدن روز بخوابيم...
اصلا كي گفته هر آدمي بايد يك دست لباس بپوشه؟...
چرا ما با يه دست مي نويسيم؟!...
يا چرا اصلا هميشه يه پامون جلوتره مگه اينكه وايسيم...! 
چرا خلقت آدم دو تاييه؟

حالا...

ماهي چقدر در مياريم؟
چرا...؟ امروز چيا خريديم؟
چند بار با كي حرف زديم..؟
چند تا sms جواب داديم؟ به چند نفر سلام كرديم؟
از چندتا خيابون رد شديم؟ چند دقيقه معطل شديم؟
... و هزار تا از اين چند و چون ها...


هر آدمي تو اين عالم هستي كامل خواهد شد در تركيب دنيا و آخرت...
دنيا و آخرت مكمل هم هستند در ظرف استعداد آدما... !
اينجا اگه چيزي رو كم گذاشتي و اونور ازت خواستن نتيجش تكامل و تعاليه...
تا حالا ديدي هر وقت آدم ميفهمه يه فرصت توپ از دستش رفته چه حسرتي مي خوره و ناراحت ميشه؟
خُب اونورم همينه...
هر چي اينجا نتوني خوب با عددات بازي كني اونور (چون كمال داره) مي فهمي و حسرت مي خوري ...!

پازل خودت رو درست بچین تا ....

یازهرا-ملتمس دعا

+ نوشته شده توسط مهاجر در سه شنبه 1387/02/24 و ساعت 11:45 |
سلام
فقط به عشق داش حسين...
تقديم به حريم  ملائك نشين خانم حضرت معصومه سلام الله عليها...
باشد كه قبول افتد...

همسایه؛ سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا

بی اختیار سمت حرم میکشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل میکند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست میدهد

در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع

روشن کننند هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست

خونین تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

مردان شهر نوکر و زنها کنیز هات

زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست

باران میان مرمر آیینه دیدنیست

این صحنه در برابر ایینه دیدنیست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم

جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم
در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست

ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

يازهرا-ملتمس دعا

+ نوشته شده توسط علی در سه شنبه 1387/02/10 و ساعت 11:22 |