|
خطوط آخر نهجالبلاغه ريخت به خاك...
...آن شبي كه شب... ضربت خوردن ايشان هست، آن شب مهمان ام كلثوم، مي
گويند بوده است. وقتي كه برايش غذا مي آورند، ايشان غذا براي افطارش مي آورد، مي
بيند كه نمك آورده و شير. مي گويد؛ تو چه وقت ديدي من دو تا خورش داشته باشم؟ يكي
اش را بردار. مي گويند كه رفته است نمك را بردارد، [اميرالمؤمنين[ گفته
است: [تو را[ به جان من، شير را بردار. با نمك
دو لقمه دست برد و خورد. اين حكومت ماست، حكومت اسلام است، حاكم اسلام است... امام، رو
به پریدن... عمامه روی زمین! قیامتی شد ـ بعد از اقامه ـ روی زمین خطوط آخر
نهجالبلاغه ريخت به خاك چكيد خون
خدا در ادامه روي زمين خودت بگو به كه دل خوش كنند بعد از تو گرسنگان حجاز و يمامه روي زمين زمان به خواب ببيند كه باز اميراني رقم زنند به رسم تو نامه روي زمين: «مرا بس است همين يك دو قرص نان ز جهان مرا بس است همين يك دو جامه روي زمين» يازهرا-ملتمس دعا خدا كند كه بيايي...
هرجا که نيست جاي تو آنجا جهنم است يازهرا - ملتمس دعا خداي ماه رمضون مهربونه...
![]() حالا وقتي تشنه شدي و نميتوني آب بخوري، آروم زير لب بگو:"يا اباالفضل سلام الله عليه".... درس روزگار...
|
|



