تبليغاتX
شخصی نویس
 الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه...

اسعد الله ایامکم...
خیل کبوتران جهان صف کشیده اند
گلهای سرخ باغ جنان صف کشیده اند

آیینه ها موازی هم، روبروی هم
با عشق آفتاب نهان صف کشیده اند

تا عشق در حوالی دل شعله می کشد
ققنوس ها در آتش آن صف کشیده اند

با شوق ریختن به تو ای برکه ی عزیز
صدها هزار رود روان صف کشیده اند

در کاروان ملتهب حجه الوداع
مردان و کودکان و زنان صف کشیده اند

جمعی برای بیعت و تبریک منتظر
جمعی از این خبر نگران! صف کشیده اند

تنها نه مردمان و ملائک که مهر و ماه
در سایه ولایتتان صف کشیده اند

مولای من سلام؛ به اینجا نگاه کن
دلهای عاشقان جهان صف کشیده اند
«نغمه مستشارنظامی»

یا امیرالمومنین مددی...

هنگام ظهر وقت اذان نماز بود
درهای آسمان به روی خلق باز بود

ارواح مومنین همه در سجده سر به مهر
این روح کعبه بود که روی جهاز بود

مردم برای بار دگر جمع گشته اند
آری غدیر خم عرفات حجاز بود

انگار بوی آب به گوشش رسیده بود
ارض غدیر یکسره عرض نیاز بود

خورشید در جنون خود از حال رفته بود
لیلای بی تعیّن ما غرق ناز بود

دیدند از نفس که کم آورد جبرئیل
گیسوی داستان ولایت دراز بود

یکبار نه دوبار نه بار دگر شنید
از بس که آیه های علی دلنواز بود

گیرم کسی نبود تماشای او کند
این جلوه در غنای خود آیینه ساز بود

تفریح خردسالی او خلق آدم است
این مرد در طفولیتش خاکباز بود

یا هر چه لیلی است همه مظهر وی¬اند
یا هر چه جز حقیقت عشقش مجاز بود
«رضا جعفری»

صلی الله علیک یا مولانا...

تاریخ مثل ساقی کوثر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیامبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب، در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرئیل واژه بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس ختم نادعلی برنداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست، برابر نداشته است!
«حمیدرضا برقعی»

*************
۱- تشکر ویژه از برادر عزیزم حاج محمد آقای "رهگذر"...
۲- تقدیم به آستان کیوان شکوه امیرالمومنین علیه السلام...
۳- ....

یازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 1387/09/27 و ساعت 13:55  
 پيچك هرزه...

یا بکش یا دانه ده یا از قفس آزاد کن....

ای که گفتی دردمندان را مداوا می کنی
 ما که مُردیم، پس چرا امروز و فردا می کنی؟

 یا بکش یا دانه ده یا از قفس آزاد کن
 تا به کی جان دادن ما را تماشا می کنی؟

**************************************

ديوارهاي باغ، گرفتار پيچكند
يك عدّه اي رها شده، اما عروسكند

اينجا چه مردهاي بزرگي كه بي دليل
قرباني حماقت مردان كوچكند
  

*************************
پیونوشت:
۱- تعیین مصادیق "پیچک"، "عروسک"، "مردان کوچک و بزرگ" با دوستان... 
۲- محرّم خیلی نزدیکتر از اونیه که فکرش رو میکنیم...
آماده ایم؟...
آیا این فرصت هم مثل ماه مبارک و روز عرفه از دست میدیم؟...
احتمالا...
 
یازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 1387/09/20 و ساعت 12:26  
 منتظران را به لب آمد نفس...

اللهم عجل لولیک الفرج...

دوباره دفتر شعرم در اختیار شماست
و هر غزل که نوشتم، به افتخار شماست

 همیشه نام شما را به شعر می گویم
اگرچه "شعر" ، خودش نام مستعار شماست

از ابتدای غزل بوی "یاس" می آید
بهار گفته که این عطر، یادگار شماست

 به "انتظار" رسیدم دلم بهانه گرفت
به گریه گفت که این واژه، وامدار شماست

 شما که دیدنتان آرزوی دیرینه ست
و خواب هر شب هرکس که دوستار شماست 

دعا و گریه ی ما سال هاست بی اثر است
اگر صلاح بدانید، کار، کار شماست

(خانم لیلا تقوی مطلق)

من داغدار ذکرهاي آخرينم
من بيقرار خيبر و فتح المبينم


 پايم درون قتلگاه فکه گير است
قلبم ميان تنگ چزابه اسير است
 
رفتيد اي ياران ولي جا مانده ام من
اي کاروان تنهاي تنها مانده ام من

  

طوریم نیست، خرد و خمیرم، فقط همین !
چیزی نمانده بی تو (عج) بمیرم، فقط همین!

دور از نگاه گرم تو (عج) ای روح زندگی
در دستهای مرگ اسیرم، فقط همین!

امشب صدای هق هقم از مرز شب گذشت
همدرد با کولی پیرم، فقط همین!

چیزی نمانده تا برسد دل به اوج درد
چیزی نمانده بی تو (عج) بمیرم، فقط همین!

 یازهرا-ملتمس دعا

 

|+| نوشته شده توسط علی در جمعه 1387/09/08 و ساعت 19:35