تبليغاتX
شخصی نویس
 كربلا كوته ترين راه است تا درگاه دوست...

سائلي بي دست و پايم راه را گم كرده ام
عبد كوي "هل اتايم"راه را گم كرده ام

بس كه دوري جستم از اين بارگاه باصفا
آستان صاحب درگاه را گم كرده ام

آشنايم؛ نيستم از فرقه ي بيگانگان
چند روزي دلبر دلخواه را گم كرده ام

دردهايم را نگفتم چند گاهي با "طبيب"
شد دلم بي يار و چاه را گم كرده ام

قدر عشقت را ندانستم، شدم مشغول خويش
"خيمه ي زيباي ثارالله" را گم كرده ام

واي من، مظلوم را ياري نكردم گاه ظلم
كمترين اقدام، يعني "آه" را گم كرده ام

اي يگانه تكسوار پهن دشت انتظار
شرمسارم، حجت الله را گم كرده ام

گوش جان نسپرده ام بر يا لثارات الحسين
راه قرب كوي آن خونخواه را گم كرده ام

در شب تاريك هجران چشم دل را بسته ام
كور دل هستم كه نور ماه را گم كرده ام

كربلا كوته ترين راه است تا درگاه دوست
 با كه گويم اين ره كوتاه را گم كرده ام

 

 

پينوشت
1. فقط دعا كنيد و استفاده...


يازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 1388/09/25 و ساعت 23:57  
 گرفته بود به بازي، گلوي سلسله را...

نگاه كودكيت، ديده بود قافله را
تمام دلهره ها را، تمام فاصله را

هزار بار بميرم برات، ميخواهم
دوباره زنده كنم خاطرات قافله را

تو انتهاي غمي، از كجا شروع كنم؟
خودت بگو، بنويسم كدام مرحله را

چقدر خاطره تلخ مانده در ذهنت
ز نيزه دار، كه سر برده بود حوصله را

چه كودكي بزرگيست اينكه دستانت
گرفته بود به بازي، گلوي سلسله را

ميانه سلسله، مردانه، در مسير خطر
گذاشتي به دل درد، داغ يك "گله" را...

چقدر گريه نكرديد با سه ساله، چقدر
به روي خويش نياورده ايد، "آبله" را

هنوز يك به يك، آري! به ياد مي آري
تمام زخم زبانهاي شهر هلهله را

مرا ببخش كه مجبور ميشوم در شعر
بياورم كلماتي شبيه "حرمله" را...

پينوشت:

1. شهادت امام محمد باقر عليه السلام و حضرت مسلم سلام الله عليه رو تسليت ميگم...

2. فردا عرفه است و ما باز هم سرگرميم...
خيلي بديهيه كه سهم ما ز اين ايام و روزهاي اينچيني، چيزي نيست جز شور و حسرت...

3. كردان هم رفت. تو اين بلبشوي سياسي، هشداري به اين وضوح، براي سياسيون ميتونه يه تلنگر باشه. البته يه چند وقتيه به اين نتيجه رسيدم كه بزرگترين مشكل ما اينه كه "اولي الالباب" و "اولو الابصار" نداريم يا كم داريم....

4. ان شاالله عرفه نايب الزياره رفقا هستم. شما هم رسم رفاقت رو بجا بياريد...

اغنيا كعبه روند و فقرا سوي تو آيند

5. قضيه شيعه كشي يمن هم نشون داد كه پروژه بي غيرت كردن مسلمونها داره در مسير درست خودش حركت ميكنه...

چرا نشسته ای ای شاه بی نشانه ی من؟
ببین چه کرده با شیعه سپاه اهریمن
اویس، نقش زمینست و مادرش تنها
عقیق میچکد از قلب کودکان یمن
محسن رضوانی


6. عن جعفر الصادق عليه السلام:
من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین (علیه السلام) وزیارته...

امام صادق (ع) فرمود
:
هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد...
وسائل الشیعه، ج 10 ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص76

يازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 1388/09/05 و ساعت 1:6  
 من بي تعارف، هستي ام را از شما دارم...

http://dl.lxl.ir/mojtaba./picture/emam_zaman.jpg

ديگر به خلوتهاي من يك نم، نمي باري
در دفتر تنهايي ام، شعري نمي كاري

لحن سكوتت در دلم، هر روز يك جور است
قهري؟نه! دلگيري؟نه! آقا دوستم داري؟...

من -بي تعارف- هستي ام را از شما دارم
آقا، خلاصه مطلبي، فرمايشي، كاري...

من خوانده ام دربارتان، يك خيمه ساده ست
جايي در آن دارند، شاعرهاي درباري؟...

امّا من و اين رتبه و اين منزلت، هرگز
امّا تو و اين بخشش و اين مرحمت...، آري

توفيق دادي يك غزل همصحبتت باشم
از بس كه گل هستيّ و رو دادي به هر خاري...

(حسن بیاتانی)



_________________
پينوشت:
1. عيد ميلاد ولي نعمت ما مبارك...

2. يه حالت ركود تو همه جا حاكمه...
يه جورايي همه منتظرن ببينن "آخرش" چي ميشه...
حتي رفاقتها هم رنگ سياسي به خودش گرفته...

3. ما كه ادعامون ميشه ولايتي هستيم، شده در حد گوش دادن به سخنرانيها، به حرفهاي "آقا" گوش بديم؟...
اگر پاسخ مثبته، نظرتون درباره اين صحبت "آقا" چيه: "عمار كجاست؟"...

4. دعا كنيد آخرش هر چي شد، ما عاقبت بخير بشيم...
اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا...



يازهرا-ملتمس دعا


|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 1388/08/07 و ساعت 23:28  
 سرگردان...

بسم الله...
بي مقدمه:
خيلي وقته خدا ما رو نزده...
ديگه امام زمان عجل الله فرجه هم دلش نمياد مارو بزنه...
طاقت ندارم وگرنه ميگفتم: "يكي بزن"...
خودتون هم به ما ياد دادين كه بگيم:‌ نزن...

اِلهِي لَا تُودِّبنِي بِعُقُوبَتِك....

همين جوري:

- آقا، تو بنا نداري بذاري ما بريم جهنم، ولي ما رو از جهنم خودمون نجات بده...

- زمانه زمان عجيبي است، آي آدمها...

- از شهر دلگیرم ....
ماه لابه لای برج ها گم شده است ....
از تقویم دلگیرم ....
ماه ، لا به لای برج ها گم شده است ....

- اين چند وقته يه حس عجيبي همه جا هست...
همه سردرگم هستن و حيرون...
انگار يه خبراييه...
سرخوش آن دل كه از آن آگاه است...


يازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه 1388/07/12 و ساعت 2:37  
 خداحافظ ماه خدا...

دير ز ره آمد و خنده زد و زود رفت...

يازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه 1388/06/29 و ساعت 23:34  
 موفق و مقرّب...

بسم الله
حضرت آقاي پناهيان فرمودند:

فرض كنيم براي مسابقات انتخابي تيم ملي پينگ پنگ، در حال تمرين با "مربّي" هستيم...
اين مطلب بدان معناست كه ما نه حريف مسابقه اي مربّي هستيم ونه يك سرگرمي ساده...
هر سختي رو در طول "تمرين" ميپذيريم و "صبر" ميكنيم...
تنها به دو دليل:
هدف از اين "تمرينات"، فقط به فقط جهت "رشد" ماست...
چون قرار است "انتخاب" شويم...

به نظر شما زندگي اينطور نيست؟!...

همچنين فرمودند:

هر لحظه بايد به اين توجه كنيم كه خدا داره به "من" توجه ميكنه...
به "من"...
نه به "ما"...
شبها كه در خوابيم هم همونجا كنار بستر نشسته و "مراقب" ماس...
اول صبح هم كه بيدار ميشم، اولين كسي كه به ما "نگاه" ميكنه، خداس...
اولين سوالي كه ميپرسه اينه :‌
امروز رو چطور ميخواي؟...
ما هم طبق عادت ميگيم:
دوست دارم امروز، "موفق" باشم...
خدا آه سردي ميكشه و ميگه:‌
كاش آرزو ميكردي كه "مقرّب" باشي...

******************
1.انصافا صحبتهاي يكشنبه دكتر عزيز، از دل برآمده بود. بد جوري به دلا نشست...

2. اين شبا بدجوري از "سنگين" بودن عذاب ميكشم(شيم)...
بيايد رفاقتي براي هم دعا كنيم...
براي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و حضرت آقا بيشتر از بقيه...

3. مولاي من؛

هرگز نگويمت كه بيا دست من بگير
عمريست گرفته اي، مبادا رها كني


يازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه 1388/06/09 و ساعت 1:42  
 پله برقي...
بسم الله...

حاج آقاي پناهيان فرمودند:

 رمضان يه چيزي شبيه پله برقيه...

بعضيا كه براي "بالا" رفتن عجله دارن و در تكاپو هستن، به "پله برقي" كه ميرسند، مي ايستند تا اونها رو بالا ببره...

بعضيا هم شوخيشون ميگره و چند تا پله هم ميان "پايين"...
ولي خاصيت "پله برقي" اينه مه با همه اين اوصاف همه رو ميبره "بالا"...



*******************

- البته حاج آقا نگفتن كه بعضيا هم مثل ما، جهت رو اشتباه گرفتن...

- هميشه عادت داريم به جاي تلاش جهت بهره مندي، افسوس گذشته رو بخوريم...

- دعا براي همديگر رو فراموش نكنيم...


يازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه 1388/06/02 و ساعت 18:36  
 ذكر یا صاحب الزمان(عج) گل كرد...


دیشب این طبع، بی‌قرار شما / خواست عرض ارادتی بكند
دست كم از دل شكسته‌تان / واژه‌هایم عیادتی بكند...

***

چشم بد دور، عمرتان بسیار / كس نبیند ملالتان آقا...
ما نمردیم خون دل بخوری / تخت باشد خیالتان آقا...

***

چیست روباه در مصاف شیر؟! / چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور / می‌شود خواب دشمن آشفته...

***

هست خاموشی‌ات پر از فریاد / در تو آرامشی است طوفانی
"الذی انزل السكینه" تو را / كرده سرشار از فراوانی...

***

واژه‌ها از لبت تراویدند / پرصلابت، پرعاطفه ، پرشور
آفریدند در دل مردم / عزت، آمادگی، حماسه، حضور...

***

این حماسه همه ز یُمن تو بود / گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا، تا ابد ولی محبوب / در دل عاشقان خود ماندی...

***

سهم دلدادگان تو "سلوی" / قسمت دشمنان تو "سجیل"
رهبری نیست در جهان جز تو / كه ز امت چنین كند تجلیل...

***

نسل سوم چو نسل اول هست / با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون كوثر / هان! "فصل لربک و انحر"...

***

گرچه در باغ سینه‌ات داری / لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتی اما نمی‌روی چو حسین / تا ابد زیر بار بدعت‌ها...

***

ناگهان در نماز جمعه شهر / عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها / ذكر یا صاحب الزمان(عج) گل كرد...

***

جان ایران! چه شد كه جانت را / جان ناقابلی گمان كردی؟!
آبروی همه مسلمانان / اشک ما را چرا درآوردی؟!...

***

جسم تو كامل است، ناقص نیست / می‌دهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حكایتی دارد... / رحم الله عمی العباس....

(حجت الاسلام جواد محمدزمانی)

 

پی نوشت:
۱. ممنونیم از "دکتر عزیز"، که جهت اطاعت از فرمان مولا،  اصل 57 قانون اساسي اشاره کردند...

۲. این شعر اگرچه دیر شد، ولی ارزش خوندن رو داره. هم برای سلامتی شاعرش یه صلوات بفرستین هم برای التیام درد آقامون...

۳. یادمون نره که احمدی نژاد رو دوست داریم چون ولایی میشناسیمش...

۴. جمهوری اسلامی و انقلاب، به واسطه احمدی نژادی بودن، عزیز نیستند، بلکه این دکتره که به علت انقلابی بودن محبوبه...

۵. ۲ تا صلوات بالا رو فرستادین؟...


یازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه 1388/05/05 و ساعت 22:25  
 كاش صاحب برسد...



هزار بار نوشتم و پاره کردم باز

نيامدي و دلم را ستاره کردم باز

چقدر شعر شدم شعرهاي آبي رنگ
رديف و قافيه و استعاره کردم باز

چقدر سوره شدم، آيه آيه دلتنگي
چقدر محض شما استخاره کردم باز

گره به قلب من افتاده، صد هزار گره
به اسم اعظمتان راه چاره کردم باز

دلم گرفت از اين شهرهاي بي موعود
تمام پنجره ها را دوباره کردم باز

دخيل بسته دلم،روضه اي بخوان آقا
هواي کودک بي گاهواره کردم باز



پينوشت:

- از مهاجر عزيز سپاسگزارم...

- گاهي وقتا اونقدر سياه و سنگين ميشيم كه حتي اجازه عبادت هم نميدهند (ولو در حد ريا)...

- حاج آقاي پناهيان ميفرمودند كه:
" بعضي وقتا آدم به خودش ميگه امشب حتما نماز شب رو ميخونم و كلي مقدمات فراهم ميكنه. خدا يه بررسي ميكنه ببينه طرف حد نصاب لازم رو داره يانه؟! اگه نخوان، نماز صبحش هم قضا ميشه!"...


يازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 1388/04/25 و ساعت 1:9  
 سلام خدا بر دكتر احمدي نژاد....


اینجا انتخابات است

پایگاه مردم سالاری دینی
در وقاحتی بی‌کرانه
مردی را بر صلیب می‌کنند
به جرم این که٢ بار به روستای ما آمده است
و با پیرمردان دست چروکیده روستایی دست داده است
و پیرزنان ایلیاتی برای او کَل زده‌اند

*****************************
اینجا انتخابات است

پایگاه بر دار رفتن مردی
که پرچمی سه رنگ را بر درفش زمین مانده شهدا علم کرده است
اما اسکندران خودی
بر کاکل تخت جمشید انقلاب
آتش فتنه‌ای می‌اندازند
تا شعله زلف دخترکان نابالغ
از زیر روسری‌های انقلاب مخملین پریشان کنند
و من شاعر شوم
به دنبال قافیه‌ای برای "غیرت"
تمام فرهنگ لغت‌های خاورمیانه را بگردم...



اینجا انتخابات است

پایگاه پول و پلو و پوستر
مبل و اتومبیل و موبایل
همه چیز را «سبز» و «سیاه» دیدن
اینجا تلویزیون است:
بینندگان محترم!
به فیلم سینمایی من توجه فرمایید:
من دلسوز انقلابم
چیز الملتم
می‌خواهم فرودگاه امام را بین‌المللی کنم
امام چیزهایی به من گفته است
که جز من هیچ "چیز" نمی‌فهمد
امام فقط یک روشنفکر بود
این را فقط من می‌دانم
همسرم شاهد است
"در كار گلاب و گل حکم ازلی این بود
آن شاهد بازاری و این پرده نشین باشد"
بینندگان محترم!
ای سیدی
که در جنوب لبنان نوای "انا ابن فاطمه (س)
"
کیست مرا یاری کند" سر می‌دهي
سید خودی نیست
منافع ملی را می‌گویم
چیز را می‌گویم
غزه خواهر خرمشهر نیست
مقصر اصلی احمدی‌نژاد است

*********************************
اینجا انتخابات است

ما باید جهانی شویم
اهل تبانی شویم
حتی اگر گاومیش‌های جمهوریخواهان
خلیج فارس را درو کنند
باید نمایشگاه نقاشی برپا کنیم
و از گفت و گوی تمدن‌ها حرف بزنیم
من معتقدم جانبازان شیمیایی را مرخص کنیم
بگذارید سفارت آلمان نفس عمیق بکشد
"
بگذارید که احساس هوایی بخورد"
جهان تشنه یک گورباچف دیگر است
ما باید جهانی شویم
هیئت دولت چرا به سفرهای استانی می‌رود

دولت باید آدامس بجود
اسب سواری کند
جوک بگوید
تا مردم شاد شوند
دولت باید پسته بخورد
و شعور ترسیدن از آمریکا را داشته باشد
وزرا در وبلاگ‌هایشان قلیان بکشند
به اروپا سفر کنند
کاخ سبز داشته باشند
از پنجره کاخ‌هایشان به مناطق محروم توجه کنند


اینجا انتخابات است

پایگاه بر صلیب رفتن مردی

که صورتش را بر قبر غریب شهدا می‌گذارد
و چهره‌اش در بندر عباس آفتاب سوز شده است
تا تنگه هرمز
قبول خانوادگی
شیخ زاده‌های بادکنکی نشود
و جزایر قشم و کیش
قوم و خودش
ریاض و قاهره نباشند
او می‌داند ناهار بچه‌های آقا ، سیب‌زمینی است
و گاهی شلوار بسیجی می‌پوشد
با هیچ رنگی نمی‌بازد
هیچ رنگی را به بازی نمی‌گیرد
نه سبز است و نه سپید است و نه قرمز
او سبز است و سپید است و قرمز است
او "یاوه یاوه یاوه" نمی‌بازد
"
کاوه کاوه کاوه" از دختران این ملت پاسداری می‌کند
او از نسل کاوه آهنگر است
"



نژاد احمدی‌نژاد از چیست؟
او همپیاله هیچ یک از شیوخ عرب نیست
با توله طلحه‌های انقلاب
و آن زبیر سیف الاسلام، شمشیر از رو می‌بندد
اما به هیچ کس فحش نمی‌دهد
هر وقت سرود «وطنم وطنم وطنم» را می‌شنود
بی‌اختیار اشک می‌ریزد
و در شام غریبان غزه
خار از پای کودکان در می‌آورد
و یتیمان شهدا را در آغوش می‌گیرد
دلش می‌خواهد
از علقمه فرات
برای همه سال‌های قانا
مشک آبی ببرد
بی‌آن که به گندم ری لب بزند
من از میان غوغای این رنگ بازان و کبوتر بازان و سیاست بازان
صدای هق‌هق رقیه‌ای را می‌شنوم
که ١۴ قرن است در غبار غربت
به دنبال دستان بریده عمویش
از نیل تا فرات گریه می‌کند
و کسی نیست که مرهمی بر پهلوی شکسته‌اش باشد
ناله زینبی را می‌شنوم
که در خرابه هولوکاست
بازوانش آماج چکمه‌ای آریل شارون است
اما آقای دلسوز الانقلاب
در دانشگاه تهران
از روشنفکری امام حرف می‌زند

************************
اینجا انتخابات است
پایگاه بر دار کردن مردی
که چهره‌اش تکیده است
سیه چرده است و هیچ‌گاه از پلکان کاخ الیزه با تمسخر بالا نرفته است
و در گودال یادمان شهدای شلمچه نماز زیارت می‌خواند
پیشانی بر تربت شهیدان می‌گذارد
و خون شهدا را کهنه نمی‌داند
و از تهمت خرافه پرستی نمی‌هراسد
من او را در نهج‌البلاغه پیدا کردم
به خاطر غربت مولا
جواب فحش‌ها را نمی‌دهد
جوشن صغیر می‌خواند
او سر به زیر است
او سر بلند است




پينوشت:
1. و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين...
سلام خدا بر دكتر احمدي نژاد...

2. ظريفي به اشارت فرمودند:
مضمون نامه هاشمي به آقا: "علي ، به مالك بگو برگردد"...

3. اين مطلب رو هم بخونيد...

4. همه بيصبرانه منتظريم تا دكتر براي بار دوم بروند دستبوس حضرت آقا...


يازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 1388/03/28 و ساعت 3:48  
 روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد...
.
.
.
نکنید همچین...
بداخلاقی انتخاباتی برای ماها با فرهنگ غنی 2500ساله افت داره...
"مگه مملکت کفشه" که 4 سال اول سخت باشه ولی تو 4 سال بعدی "جا وا کنه"؟...!

من که میدونم اگه ما تو کاغذ بنویسیم "میر محسن کروبی"، شما و همپالگیهاتون اون رو "احمدی نژاد" میخونید...
نکنید همچین...
قیامتی هست...
اگه نامزدهای ما دهنشون رو باز میکنن و هر اراجیفی رو به عنوان نقد میگن، صرفا جهت تهییج مردم به منظور حضور حداکثریست ولا غیر...
به ماچه که احمدی نژاد 4 سال پیش گفت" امکانات رو از شهرهای بزرگ به شهرستانها و روستاها منتقل و توزیع میکنه و کرد...
ما عقل معاشمون میگه اگه یکی مثل "میر محسن کروبی" بیاد هم توبره ما براه میشه هم آخُرمون...
ضمن اینکه به نظر این حقیر کمترین، حرف آقای جوادی آملی خطاب به کاندیدای ما اصلا امروزی نیست که فرمودند "اعتقاد بسیار مهمتر است از اقتصاد"...
مهم اينكه حرفامون كاملا امروزي و همه كس فهم باشه، مثل: CHANGE
ما معتقديم بانوان بايد كاملا آزادانه اظهار نظر كنند و ما خيلي براشون ارزش قائليم...
مخصوصا نزديك انتخابات...
مثلا FIRST LADY بودن خيلي چيز خوبيه. ضمن اينكه خود خانم زهرا شجاعي لب مطلب رو گفتن كه ميشل اوباما داره اداي خانم رهنورد رو در مياره...

مشكل مشايي اينه كه در ارتباط با اسرائيل زيركانه عمل نكرد....
به قول خانم جلودارزاده، اگر زيركانه عمل كنيم شايد بتوان با اسرائيل هم رابطه برقرار كرد...

"مير محسن كروبي" پول نفت نداره كه انوبوس اجاره كنه براي آوردن جمعيت جهت استقبال از خودش. برا همين دوستانش قبول زحمت كردن و براش اتوبوس اجاره كردند. اون هم قول داد در اسرع وقت جبران كنه....

خداييش خودتون طرفداري " دو طرف" رو بررسي كنيد و نتيجه اي كه من ميگم رو بگيريد:

"هركس غير از احمدي ن‍ژاد"



چون میدانم نرود میخ آهنین در سنگ،کلام تقطیع گردید...

***************************************

حتما شنيدين كه ميگن "احمدي نژاد در سال 86 در همايش سران كشورهاي حاشيه خليج ع ر ب ي شركت كرده" و و و ...

دروغ محضه...

1- در زبان عربي، صفت تابع موصوف ميباشد.
2- كلمه "خليج"  مذكر است پس بايد  صفت عربي  به صورت مذكر ميبود ولي نيست.
3- كلمه "دول" جمع مكسر "دولت" ميباشد.
4- جمع مكسر به صورت مونث به كار ميرود پس صفت آن بايد تابع باشد.
 نتيجه گيري:

"همايش دولتهايعربي حاشيه خليج"...

******************************************

- از دوستي كه مطلبش رو بدون اجازه و آدرس درج كردم هم تشكر ميكنم هم عذرخواهي. هرچي گشتم آدرسش رو پيدا نكردم. از وبلاگهاي مندج در رجانيوز بود...

- همه در معرض يك امتحان خيلي بزرگ هستيم. خيلي بزرگ...

- خدايا چنان كن سر انجام كار      تو خشنود باشي و ما رستگار

يازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه 1388/03/03 و ساعت 15:15  
 هر كس كه علي(ع) گفته...

یاد پهلویش نمازم را شکست...

به سوی ما بنما دلبرا نظر، گاهی          به غمزه ای دل دیوانه را ببر، گاهی

عنایتی،نظری،گوشه چشمی ای آقا          به این گدای نشسته به پشت در، گاهی

نگویمت که همیشه حزین هجرانم          ولی صدا زدمت، با دو چشم تر، گاهی

نگویمت که مقیمم همیشه در کويت         ولی نهاده ام به در خانه تو سر، گاهی

براي فاطمه(س)،تنها گرفته اي روضه         به عاشقان بده از مجلست خبر،گاهي

بَدم اگر چه ولی بهر مادرت زهرا(س)          کشیده ام به خدا ناله از جگر، گاهی

فدای سوز قنوت نماز نافله ات              چه میشود که ببینم تو را سحرگاهی

ز کوچه ای که دلم را گرفتی و رفتی              نگویمت که هماره، ولی گذر، گاهی

**************************

باقدي خم صورتي نيلوفري
گشته اي در خانه خود بستري

تا نظر بر روی مولا ميکني
بين هق هقها تبسم ميکني

جاي دستي بر رخ تومانده است
قصه را زينب ز رويت خوانده است

چادر خاکي شهادت مي دهد
برهمه درس شجاعت مي دهد

تا شود اسلام و قرآن سرفراز
درميان کوچه ها خواندي نماز

من نمي دانم دگر علت چه بود
سجده طولاني ات درکوچه بود



زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

            اتفاقی مقابلم رخ داد
                    وسط کوچه ناگهان دیدم
                            زن همسایه بر زمین افتاد


سیب ها روی خاک غلطیدند

            چادرش در میان گرد وغبار
                    قبلا این صحنه را...نمی دانم
                            در من انگار می شود تکرار


آه سردی کشید،حس کردم

            کوچه آتش گرفت از این آه
                    و سراسیمه گریه در گریه
                            پسر کوچکش رسید از راه...


گفت:آرام باش! چیزی نیست

            به گمانم فقط کمی کمرم...
                    دست من را بگیر،گریه نکن
                            مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

            یا علی گفت و از زمین پا شد
                    پیش چشمان بی تفاوت ما
                            ناله هایش فقط تماشا شد


صبح فردا به مادرم گفتم

            گوش کن ! این صدای روضهء کیست
                    طرف کوچه رفتم و دیدم
                            در ودیوار خانه ای مشکی است
(سيد حميد برقعي)



***************************
1. فاطميه اول گذشت و به همين سرعت فاطميه دوم هم ميگذره...

2. چند وقتيه به جاي استفاده از فرصتها، به حسرت خوردن مشغوليم...

3. اين روزا فرصت خوبيه براي بررسي ميزان ولايت پذيري؟...
اين كاره ايم؟! حاضريم پاي اعتقاداتمون وايستيم؟اونم تا آخر؟...

4. بد نيست به اين نكته توجه داشته باشيم كه اين مقطع انتخابات دقيقا يك "موضع جهت ابتلا ست"...
خيلي ها تو اين مدت صورت باصني خودشون و نشون دادن.از دو طرف...
ماها بايد حواسمون باشه كه "با علي در بدر بودن شرط نيست، اي برادر نهروان در پيش روست"...

5.
به قول اون بنده خدا: زنگ تفريحِ دنيا کوتاهه...زنگ بعدي زنگِ حسابه...

6. جناب آقاي "سرباز صفر"  با سلام;
اينجانب با بوسيدن 4 گوشه عرصه شعر، پرچم "قبول شكست" را به اهتزاز در مياورم...

7.
بماند...

يازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه 1388/02/20 و ساعت 10:44  
 جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم...

هوای دیدن خورشید درسرم افتاد

که ناگهان به دلم جذبه ی حرم افتاد

کسی میان دلم "اشفعی لنا" میخواند
کسی که خاک ترین بود و از طلا میخواند

تویی سرودن شعرم، تویی ترانه ی من
بهانه ای به غزل های عاشقانه ی من

درخت بی ثمری را به بار آوردی
دراین زمین کویری، بهار آوردی

نداشت فاطمه(س) در شهر خود مزار اما
برای فاطمه(س) در قم مزار آوردی

نگه ندار زما سایه ی پناهت را
و قدر یک مژه بر هم زدن نگاهت را

دوباره بال گشودم، شبیه پروانه
و با اجازه سرودم، شبیه پروانه

کسی که پای ضریحت دخیل می بندد
دخیل را به پر جبرئیل می بندد

طلا ز خاک در کوی تو محک خورده است
کنار سفره ی تو آب هم نمک خورده است...

برای وصف قم از رود نیل باید گفت
غزل،قصیده،نه بحر طویل باید گفت...

به چشم می خورد اینجا زیارت مریم
سمیه، آسیه، هاجر، خدیجه و حوا هم

زمین همیشه تو را با برادرت می دید
تو ماه بودی و نام برادرت خورشید

چقدر در حرمت بوی عشق می آید
خیال می کنم عطر دمشق می آید

شبی که فال بجز عشق را نمی آورد
دلم برای زیارت بهانه می آورد

کسی میان دلم "اشفعی لنا" می خواند
صدا صدای خودم بود، از شما می خواند...





اَلسَّلامُ عَلَيْك يابِنْتَ رَسوُل ِ اللّه ِ                  سلام بر تو اى دختر رسول خدا(ص)

اَلسَّلامُ عَلَيْك يابِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَديجَةَ              سلام بر تو اى دختر فاطمه(س) و خديجه

 اَلسَّلامُ عَلَيْك يابِنْتَ اَمير ِ الْمُؤْمِنينَ               سلام بر تو اى دختر امير مؤمنان(ع)

 اَلسَّلامُ عَلَيْك يابِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَيْن        سلام بر تو اى دختر امام حسن و امام حسين

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ وَلِىِّ اللّه                      سلام بر تو اى دختر ولىّ خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا اُخْتَ وَلِىِّ اللّه                   سلام بر تو اى خواهر ولىّ خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه                     سلام بر تو اى عمه ولىّ خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر            سلام بر تو اى دختر موسى بن جعفر(ع)

وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَكاتُهُ                                 و رحمت و بركات خدا بر تو باد


************************
1- اگر اجازه دادند و توفیق بود، نایب الزیاره دوستان خواهم بود...
2- خدا مبدع این "پیام خصوصی" رو...

یازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه 1388/01/18 و ساعت 19:20  
 امسال هم بدون تو تحویل می‌شود...

عشق از من و نگاه تو تشکیل می‌شود
گاهی تمام من به تو تبدیل می‌شود

وقتی به داستان نگاه تو می‌رسم
یکباره شعر وارد تمثیل می‌شود

ای عابر بزرگ که با گامهای تو ...
از انتظار پنجره تجلیل می‌شود

تا کی سکوت و خلوت این کوچه‌های سرد
بر چشم های پنجره تحمیل می‌شود؟

آیا دوباره مثل همان سالهای پیش
امسال هم بدون تو تحویل می‌شود؟

بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو
بازار وزن و قافیه تعطیل می‌شود

«آنروز هفت سین اهورایی بهار
موعود! با سلام تو تکمیل می‌شود»

زهرا بیدکی

معلى بن خنيس از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود:
همانا نوروز، همان روزى است كه پيامبر(ص) براى على(ع) در غدير خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار كردند به ولايت...
پس خوشا به حال كسى كه به عهد خود ثابت قدم ماند و واى به حال كسى كه آن را شكست
...
...
و آن همان روزى است كه على(ع) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثديه را كشت...
و آن همان روزى است كه قائم ما اهل بيت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه مى دهد...
و هيچ نوروزى نيست مگر آن كه ما در آن انتظار فرج را داريم، براى اين كه نوروز از ايام ماست، ايرانيان آن را حفظ كرده اند و شما(عرب ها) آن را ضايع كرده‏ايد...

(والى اللئالى: ج‏3، ص 41 - المهذب البارع، بحارالانوار: ج‏56، ص 116 - وسائل الشيعه: ج‏5، ص 288)

نمیدونم امسال کاری کردیم که صدای قدم های آقا(عج) بلندتر بشه و باعث بشیم که آقا(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قدمهاشون رو تندتر بردارن؟...

خدایا به حق این جمعه و اونایی که آمین گفتن، اون روزی رو برسون که پشت سر رهبر حسینیمون، نماز رو به حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقتدا کنیم...

ان شاالله یه کاری کنیم وقتی تقویم سال 89 رو باز میکنیم یه تعطیلی رسمی دیگه بهش اضافه شده باشه:

اولین سالگرد ظهور حضرت مهدی (علیه السّلام) - تعطیل

خواستند از تو بگويند شبي شاعران            لیک در آخر به خط شرم  نوشتند: " نشد..."

یازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 1387/12/29 و ساعت 23:29  
 کاش روزی بزند تکیه به دیوار حرم...

کاش صاحب برسد...

کاش صاحب برسد، بنده به زنجیر کند
این جوانان همه را، در ره خود پیر کند

هیپکس، کاش نباشد نگهش بر راهی
چشم بر در بُوَد و دلبر او دیر کند...

کاش چشم دل زهرا(س) به دل ما افتد
خود بسازد دل ویرانه و تعمیر کند

کاش صاحب نفسی همدم این خسته شود
که ز گرمی لبش، مسئله تغییر کند

چند سالی است که از هجر رخش میگرییم
کاش با نیمه نگه، از همه تقدیر کند

کاش روزی بزند تکیه به دیوار حرم
با همان لحن علی(ع)، نغمه تکبیر کند

کاش جز مجلس او، جای دگر پا ننهم
تا فقط مجلس او جان مرا سیر کند...

هم روی تو را طاقت دیدار کم است
هم چشم مرا جرات این کار کم است

من کمتر از آنم که تو را درک کنم
آگاهی من ز عشق، بسیار کم است

ای آب خضر هم ز ته ظرف آب تو...

ای آب خضر هم ز ته آب ظرف تو
حتی نشد، شبی که بیایم بخواب تو

هر کس که خواستار دم عیسوی شود
باید نفس نفس بزند در رکاب تو

تا کی ز غیب بر دل ما فیض میدهی
در پشت کوه، چند بُوَد آفتاب تو

پیغمبری که وقت ظهورت نیامده
ابواب عاشقی است، فصول کتاب تو

این غفلت از حضور کریمت حجاب ماست
ابر سیاه کاری مردم، حجاب تو

آیا شود که یار فداکار تو شویم؟
تقدیر ما و چشم دل و انتخاب تو
*********************************

- رسول اکرم صلى‌الله عليه و آله و سلم:
“طوبى للصابرين فى غيبته، طوبى للمقيمين على محبته”... خوشا به حال صبر کنندگان در ايام غيبتش، خوشا به حال پايداران بر دوستى و محبتش...
ينابيع الموده، ج 3، ص 101

- امیرالمومنين عليه‌السلام:
“انتظروا الفرج ولا تياسوا من روح‌الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج‌... و المنتظر للفرج کالمتشحط بدمه فى سبيل الله”.
انتظار فرج بکشيد و از رحمت خدا نااميد نگرديد، زيرا محبوب‌ترين اعمال نزد خداى عزوجل، انتظار فرج است و همانا منتظران فرج مانند شهيدانى هستند که در راه خدا، در خون خود مى‌غلتند...
بحارالانوار‌، ج 52، ص 123

- امام حسين عليه‌السلام:
“... اما ان الصابر فى غيبته على الاذى و التکذيب، بمنزله المجاهد بالسيف بين يدى رسول‌الله صلى‌الله عليه و آله”...
به تحقيق که صبر کنندگان در غيبتش بر اذيت‌ها و تکذيب‌ها مانند مجاهدان با شمشير در سپاه پيامبر (صلى‌الله عليه و آله و سلم) هستند.
اعلام الوري، ص384

**********************
۱- آغاز دوران امامت حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه تهنیت باد...
۲- فرا رسیدن عید الزهرا سلام الله علیها مبارک باد...
۳- هرکی امکانش رو داشت، یه بار هم که شده دعای "صنمی قریش" رو بخونه، از این روز بزرگ بهره مند شده...

یازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در جمعه 1387/12/16 و ساعت 23:30