....
حتي ميان آينه ي خطبه هاي تو...
تصويرهاي روشني از اتحاد بود!

مادر براي امت اسلام بوده اي...
آن سان كه وصف ام ابيها بياد بود!
از ۱۱ ستاره ات امت امام يافت...
اينگونه بود دين خدا انسجام يافت!
جز مهر انتظار ز جانان نمي رود...
آري! كرامت از دل باران نمي رود!
آن دل كه با ولاي علي عهد بسته است...
جز دوره ابوذر و سلمان نمي رود!
ياد حضور روشن فرزند آفتاب...
از كوچه باغ هاي جماران نمي رود!
با آنكه مي رود از دل آنچه ز ديده رفت...
هرگز ز سينه ياد شهيدان نمي رود!
دشمن اگر چو ابرهه آيد به معركه...
پيروز از ميانه ميدان نمي رود!
لطف تو بود و غيرت فرزندهاي تو...
از ياد ما حماسه لبنان نمي رود!
تا جان به آستانه توحيد برده ايم...
چون ذره ايم و بهره خورشيد برده ايم!
توفيق شد روز عيد ميلاد در محضر حضرت آقا بوديم و اين شعر هم بخشي از سروده جناب آقاي زماني بود كه انصافا بسيار زيبا بود!
جاي همتون خالي بود!
+ نوشته شده توسط مهاجر در شنبه
1386/04/16 و ساعت
15:3 |