تبليغاتX
شخصی نویس
 كاش صاحب برسد...



هزار بار نوشتم و پاره کردم باز

نيامدي و دلم را ستاره کردم باز

چقدر شعر شدم شعرهاي آبي رنگ
رديف و قافيه و استعاره کردم باز

چقدر سوره شدم، آيه آيه دلتنگي
چقدر محض شما استخاره کردم باز

گره به قلب من افتاده، صد هزار گره
به اسم اعظمتان راه چاره کردم باز

دلم گرفت از اين شهرهاي بي موعود
تمام پنجره ها را دوباره کردم باز

دخيل بسته دلم،روضه اي بخوان آقا
هواي کودک بي گاهواره کردم باز



پينوشت:

- از مهاجر عزيز سپاسگزارم...

- گاهي وقتا اونقدر سياه و سنگين ميشيم كه حتي اجازه عبادت هم نميدهند (ولو در حد ريا)...

- حاج آقاي پناهيان ميفرمودند كه:
" بعضي وقتا آدم به خودش ميگه امشب حتما نماز شب رو ميخونم و كلي مقدمات فراهم ميكنه. خدا يه بررسي ميكنه ببينه طرف حد نصاب لازم رو داره يانه؟! اگه نخوان، نماز صبحش هم قضا ميشه!"...


يازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 1388/04/25 و ساعت 1:9  
 کاش روزی بزند تکیه به دیوار حرم...

کاش صاحب برسد...

کاش صاحب برسد، بنده به زنجیر کند
این جوانان همه را، در ره خود پیر کند

هیپکس، کاش نباشد نگهش بر راهی
چشم بر در بُوَد و دلبر او دیر کند...

کاش چشم دل زهرا(س) به دل ما افتد
خود بسازد دل ویرانه و تعمیر کند

کاش صاحب نفسی همدم این خسته شود
که ز گرمی لبش، مسئله تغییر کند

چند سالی است که از هجر رخش میگرییم
کاش با نیمه نگه، از همه تقدیر کند

کاش روزی بزند تکیه به دیوار حرم
با همان لحن علی(ع)، نغمه تکبیر کند

کاش جز مجلس او، جای دگر پا ننهم
تا فقط مجلس او جان مرا سیر کند...

هم روی تو را طاقت دیدار کم است
هم چشم مرا جرات این کار کم است

من کمتر از آنم که تو را درک کنم
آگاهی من ز عشق، بسیار کم است

ای آب خضر هم ز ته ظرف آب تو...

ای آب خضر هم ز ته آب ظرف تو
حتی نشد، شبی که بیایم بخواب تو

هر کس که خواستار دم عیسوی شود
باید نفس نفس بزند در رکاب تو

تا کی ز غیب بر دل ما فیض میدهی
در پشت کوه، چند بُوَد آفتاب تو

پیغمبری که وقت ظهورت نیامده
ابواب عاشقی است، فصول کتاب تو

این غفلت از حضور کریمت حجاب ماست
ابر سیاه کاری مردم، حجاب تو

آیا شود که یار فداکار تو شویم؟
تقدیر ما و چشم دل و انتخاب تو
*********************************

- رسول اکرم صلى‌الله عليه و آله و سلم:
“طوبى للصابرين فى غيبته، طوبى للمقيمين على محبته”... خوشا به حال صبر کنندگان در ايام غيبتش، خوشا به حال پايداران بر دوستى و محبتش...
ينابيع الموده، ج 3، ص 101

- امیرالمومنين عليه‌السلام:
“انتظروا الفرج ولا تياسوا من روح‌الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج‌... و المنتظر للفرج کالمتشحط بدمه فى سبيل الله”.
انتظار فرج بکشيد و از رحمت خدا نااميد نگرديد، زيرا محبوب‌ترين اعمال نزد خداى عزوجل، انتظار فرج است و همانا منتظران فرج مانند شهيدانى هستند که در راه خدا، در خون خود مى‌غلتند...
بحارالانوار‌، ج 52، ص 123

- امام حسين عليه‌السلام:
“... اما ان الصابر فى غيبته على الاذى و التکذيب، بمنزله المجاهد بالسيف بين يدى رسول‌الله صلى‌الله عليه و آله”...
به تحقيق که صبر کنندگان در غيبتش بر اذيت‌ها و تکذيب‌ها مانند مجاهدان با شمشير در سپاه پيامبر (صلى‌الله عليه و آله و سلم) هستند.
اعلام الوري، ص384

**********************
۱- آغاز دوران امامت حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه تهنیت باد...
۲- فرا رسیدن عید الزهرا سلام الله علیها مبارک باد...
۳- هرکی امکانش رو داشت، یه بار هم که شده دعای "صنمی قریش" رو بخونه، از این روز بزرگ بهره مند شده...

یازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در جمعه 1387/12/16 و ساعت 23:30  
 پيچك هرزه...

یا بکش یا دانه ده یا از قفس آزاد کن....

ای که گفتی دردمندان را مداوا می کنی
 ما که مُردیم، پس چرا امروز و فردا می کنی؟

 یا بکش یا دانه ده یا از قفس آزاد کن
 تا به کی جان دادن ما را تماشا می کنی؟

**************************************

ديوارهاي باغ، گرفتار پيچكند
يك عدّه اي رها شده، اما عروسكند

اينجا چه مردهاي بزرگي كه بي دليل
قرباني حماقت مردان كوچكند
  

*************************
پیونوشت:
۱- تعیین مصادیق "پیچک"، "عروسک"، "مردان کوچک و بزرگ" با دوستان... 
۲- محرّم خیلی نزدیکتر از اونیه که فکرش رو میکنیم...
آماده ایم؟...
آیا این فرصت هم مثل ماه مبارک و روز عرفه از دست میدیم؟...
احتمالا...
 
یازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 1387/09/20 و ساعت 12:26  
 منتظران را به لب آمد نفس...

اللهم عجل لولیک الفرج...

دوباره دفتر شعرم در اختیار شماست
و هر غزل که نوشتم، به افتخار شماست

 همیشه نام شما را به شعر می گویم
اگرچه "شعر" ، خودش نام مستعار شماست

از ابتدای غزل بوی "یاس" می آید
بهار گفته که این عطر، یادگار شماست

 به "انتظار" رسیدم دلم بهانه گرفت
به گریه گفت که این واژه، وامدار شماست

 شما که دیدنتان آرزوی دیرینه ست
و خواب هر شب هرکس که دوستار شماست 

دعا و گریه ی ما سال هاست بی اثر است
اگر صلاح بدانید، کار، کار شماست

(خانم لیلا تقوی مطلق)

من داغدار ذکرهاي آخرينم
من بيقرار خيبر و فتح المبينم


 پايم درون قتلگاه فکه گير است
قلبم ميان تنگ چزابه اسير است
 
رفتيد اي ياران ولي جا مانده ام من
اي کاروان تنهاي تنها مانده ام من

  

طوریم نیست، خرد و خمیرم، فقط همین !
چیزی نمانده بی تو (عج) بمیرم، فقط همین!

دور از نگاه گرم تو (عج) ای روح زندگی
در دستهای مرگ اسیرم، فقط همین!

امشب صدای هق هقم از مرز شب گذشت
همدرد با کولی پیرم، فقط همین!

چیزی نمانده تا برسد دل به اوج درد
چیزی نمانده بی تو (عج) بمیرم، فقط همین!

 یازهرا-ملتمس دعا

 

|+| نوشته شده توسط علی در جمعه 1387/09/08 و ساعت 19:35  
 دل، بغض، زمزمه...!

راستش شعر قبلی رو که خوندم...!


از عقلم که گذشتم... خیلی باهاش یکی به دو کردم. داشت دعوامون میشد و آخرش تقریباً یه نتیجه همیشگی، ثابت بود...
اومدم جلوتر
             رسیدم به احساسم! 
آخه اگه هوا تاریک نباشه...
                               دلت صاف باشه
                                       زلال نگاهت به سمت جلو با یه خورده چاشنی بغض...
                                                                                یه ذره تو اعتقادات بهتر از عقل دستور میده!
اما بازم فایده نداشت... 
                              همون نتیجه قبلی بود که داشت هی جلو چشام رژه می رفت...!


اومدم پایین تر...
                      گفتم پایین تر؟! 
                                      نه راستییَتش بالاتر...
                                                   میگن دل پایینتر از عقله. نزدیک احساس!
اما در حقیقت حرم خدا بالاتر ازهمه چیزاییِ که آدم بخواد ازشون حسابی ببره! آره القلبُ حرمُ الله!



حالا این دل چی می گفت؟...
                         بدجوری گرفت...
                                داشت می تّرکید...
                                         چرا؟ واسه اینکه زمزمه، ترنم دله
                                                       که هر وقت به اینجای دلِ آدم میرسه و کم میاره
                                                                                                  میاد سمت زبونِتُ و کلی التماس...
  اونم تو خلوت
             تو تنهایی
            قتی که فکرشو نمی کنی واست میخونه...

بیا بیا گل نرگس


گفتم شبی به مهدی بردی دلم زدستت


من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم


گفتا چه کار بهتر از انتظارِ جانان


من راه وصل ِ خود را بر روی تو نبستم


گفتم دلم ندارد بی تو قرارُ آرام


من عقدۀ دلم را امشب دگر گسستم


گفتا حجاب نفست باشد هوای نفست


گر نفس را شکستی دستت رسد به دستم


گفتم ببخش بر من ای رحمت الهی


شرمندۀ تو هستم، شرمندۀ تو بودم


گفتا مباش نومید از خانه امیدم


من کی دل محبّ شرمنده را شکستم...

یازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه 1386/02/25 و ساعت 1:54  
 کدام انتظار...

امام زمان
فريب ما نخور آقا؛ دروغ مي‌گوييم

به جان "حضرت زهرا" دروغ مي‌گوييم
چه انتظار ظهوري، چه درد هجراني !
ميا ميا گل طاها؛ دروغ مي‌گوييم
تمام چشم به راهي و انتظار ظهور
و ندبه‌هاي فرج را دروغ مي‌گوييم
دلي که مأمن دنياست، جاي مولا نيست
اسير شهوتِ دنيا؛ دروغ مي‌گوييم
کدام گريه‌ی غربت، کدام اشک فراق
قسم به "ام ابيها" دروغ مي‌گوييم
زبان، سخن ز تو گويد ولي براي "مقام"
به پيش چشم خدا ما دروغ مي‌گوييم
خلاصه، اي گل نرگس کسي به فکر تو نيست
و ما به وسعت دريا دروغ مي‌گوييم
مرا ببخش عزيزم که باز مي‌گويم
ميا ميا گل طاها؛ دروغ مي‌گوييم !
http://hezareh3.blogfa.com/

اس ام اس عبدالله:
تو ای زندانی زندان غیبت ----------دعا کن طی شود دوران غیبت
به آنهایی که مشتاق ظهورند ------ چو سالی بگذرد هر آن غیبت

|+| نوشته شده توسط علی در جمعه 1386/02/21 و ساعت 11:44  
 خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟....

                    اللهم عجل لولیک الفرج

 به سوی ما بنما دلبرا نظر
، گاهی ............ به غمزه ای دل دیوانه را ببر، گاهی


عنایتی،نظری،گوشه چشمی ای آقا ........ به این گدای نشسته به پشت در، گاهی

نگویمت که همیشه حزین هجرانم ........... ولی صدا زدمت، با دو چشم تر، گاهی

نگویمت که مقیمم همیشه در کویت ........ ولی نهاده ام  به در خانه تو سر، گاهی

بَدم اگر چه ولی بهر مادرت زهرا(س) ........ کشیده ام به خدا ناله از جگر، گاهی

فدای سوز قنوت نماز نافله ات ................. چه میشود که ببینم تو را سحرگاهی

ز کوچه ای که دلم را گرفتی و رفتی .......... نگویمت که هماره، ولی گذر، گاهی

 


 استاد روپوش سفيدي پوشيده بود تا گرد گچ روي لباسش ننشيند. مي‌گفت: «تمام عضلات بدن از مغز دستور مي‌گيرند؛ اگر ارتباط مغز با اعضاي بدن قطع بشود، اعضاء هيچ حركتي نخواهند داشت. اگر هم داشته باشند كاملاً غير ارادي و نامنظم خواهد بود.»
حرف استاد كه به اينجا رسيد يكي از دانشجوها كه مسن‌تر از بقيه بود بلند شد و گفت: «ببخشيد استاد! وقتي تركش توپ سر رفيق منو از زير چشم هاش برد تا يك دقيقه الله اكبر مي‌گفت...
یاعلی-ملتمس دعا

 

|+| نوشته شده توسط علی در جمعه 1386/02/07 و ساعت 0:1  
 هیهات هیهات...

با یک جهش روحی و با یک تغییر فکری،تحول مهمی در خود ایجاد کنیم و راه خود را از افرادی که بی تفاوت نسبت به امام زمان(عج) و مولا و سرور خود هستند جدا کنیم.
باید مطمئن بود اگر بی تفاوتی به پدر جسمانی گناهی بزرگ است؛ همیشه ظاهر فرع بر باطن بوده است پس فراموشی ولی رحمانی، مولای امور و صاحب زمان می تواند لطمات بیشماری را به ما وارد کند.
تو همین فضا داشتم یه مقاله می نوشتم ولی با نوشتن دو خط  بی اختیار دلم گرفت احساس کردم میون کلمه ها،حرفام داره گم می شه.
ادامه این مطلب قراره چی بشه؟ میرسیم به آدمایی که خیلی دارن معمولی روزشونُ شب می کنن، هیچ هم براشون مهم نیست که محور هستی چیه؟ کیه؟ کجاست؟ چی می خواد؟ اصلا الان که ما اینقدر بی تفاوتیم، آقامون چیکار داره می کنه؟
هر بار که یاد این سخن امام زمان(عج) می افتم واقعاً از خودم خجالت می کشم.
(سید بن طاووس رحمه الله علیه می گوید:شبی در سامرا وارد سرداب امام زمان (ع) شدم.صدای ملکوتی امام را که با لحنی آرام  و دلسوزانه دعا می کرد را شنیدم:
شنیدم که می گفت:
پروردگارا! شیعیان ما از ما هستند، از زیادی گِلِ ما خلق شده اند و به آب ولایت ما عجین گشته اند،خدایا آنها را بیامرز و گناهانشان را عفو فرما.
پروردگارا ! آنها را روز قیامت در مقابل چشم دشمنان ما مؤاخذه مفرما چنانچه میزان گناهانشان بیشتر و صوابشان کم است از اعمال من بردار و به صواب آنها بیفزای)

                                              

 اصلاً ما چقدر امام زمانمونو می شناسیم،آیا فقط شناختن آقا کافیه؟
چرا نمی خوایم جدی به این مسائل نگاه کنیم خودمونو که نمی تونیم گول بزنیم،عشق امام زمان توی دلای هممون هست حتی اونایی که ادعا می کنن هیچ اعتقادی به آقا ندارند.
 فقط یه کم هممون سُستیم. دوستش داریم،بهش اعتقاد داریم می دونیم که یه روز می یاد تا دنیا رو گلستون بکنه و...
خُب... حالا چی؟ ما این وسط چی کاره ایم؟
("هیهات هیهات لا یکونُ فرجُنا حتی تُغربَلوا، حتی یذهبُ الکدرُ و یبقی الصفوُ"   هرگز! هرگز! فرج (موعود) ما حاصل نشود تا آنکه به سختی غربال شوید تا ناخالصان بروند و خالصان باقی بمانند. امام باقر(ع))
|+| نوشته شده توسط علی در شنبه 1386/02/01 و ساعت 19:40