|
گرفته بود به بازي، گلوي سلسله را...
نگاه كودكيت،
ديده بود قافله را هزار بار بميرم
برات، ميخواهم تو انتهاي غمي،
از كجا شروع كنم؟ چقدر خاطره تلخ
مانده در ذهنت چه كودكي
بزرگيست اينكه دستانت ميانه سلسله،
مردانه، در مسير خطر چقدر گريه
نكرديد با سه ساله، چقدر هنوز يك به يك،
آري! به ياد مي آري مرا ببخش كه
مجبور ميشوم در شعر
پينوشت: 4. ان شاالله
عرفه نايب الزياره رفقا هستم. شما هم رسم رفاقت رو بجا بياريد... اغنيا كعبه روند و فقرا سوي تو آيند 5. قضيه شيعه كشي يمن هم نشون داد كه پروژه بي غيرت كردن مسلمونها داره در مسير درست خودش حركت ميكنه... چرا نشسته ای ای شاه بی نشانه ی من؟
ببین چه کرده با شیعه سپاه اهریمن اویس، نقش زمینست و مادرش تنها عقیق میچکد از قلب کودکان یمن محسن رضوانی
6. عن جعفر
الصادق عليه السلام: يازهرا-ملتمس دعا پله برقي...
بسم الله...
حاج آقاي پناهيان فرمودند: رمضان يه چيزي شبيه پله برقيه...
بعضيا كه براي "بالا" رفتن عجله دارن و در تكاپو هستن، به "پله برقي" كه ميرسند، مي ايستند تا اونها رو بالا ببره... بعضيا هم شوخيشون ميگره و چند تا پله هم ميان "پايين"... ******************* - البته حاج آقا نگفتن كه بعضيا هم مثل ما، جهت رو اشتباه گرفتن... - هميشه عادت داريم به جاي تلاش جهت بهره مندي، افسوس گذشته رو بخوريم...- دعا براي همديگر رو فراموش نكنيم... يازهرا-ملتمس دعا هر كس كه علي(ع) گفته...
به سوی ما بنما دلبرا نظر، گاهی به غمزه ای دل دیوانه را ببر، گاهی عنایتی،نظری،گوشه
چشمی ای آقا به این گدای نشسته
به پشت در، گاهی
نگویمت که مقیمم همیشه در کويت
ولی نهاده ام به در خانه تو سر، گاهی ************************** باقدي خم صورتي نيلوفري
گشته اي در خانه خود بستري تا نظر بر روی مولا ميکني بين هق هقها تبسم ميکني جاي دستي بر رخ تومانده است قصه را زينب ز رويت خوانده است چادر خاکي شهادت مي دهد برهمه درس شجاعت مي دهد تا شود اسلام و قرآن سرفراز درميان کوچه ها خواندي نماز من نمي دانم دگر علت چه بود سجده طولاني ات درکوچه بود ![]() زیر باران دوشنبه بعد از ظهر اتفاقی مقابلم رخ داد وسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتاد سیب ها روی خاک غلطیدند چادرش در میان گرد وغبار قبلا این صحنه را...نمی دانم در من انگار می شود تکرار آه سردی کشید،حس کردم کوچه آتش گرفت از این آه و سراسیمه گریه در گریه پسر کوچکش رسید از راه... گفت:آرام باش! چیزی نیست به گمانم فقط کمی کمرم... دست من را بگیر،گریه نکن مرد گریه نمی کند پسرم چادرش را تکاند، با سختی یا علی گفت و از زمین پا شد پیش چشمان بی تفاوت ما ناله هایش فقط تماشا شد صبح فردا به مادرم گفتم گوش کن ! این صدای روضهء کیست طرف کوچه رفتم و دیدم در ودیوار خانه ای مشکی است (سيد حميد برقعي)
*************************** 1. فاطميه اول گذشت و به همين سرعت فاطميه دوم هم ميگذره... 2. چند وقتيه به جاي استفاده از فرصتها، به حسرت خوردن مشغوليم... 3. اين روزا فرصت خوبيه براي بررسي ميزان ولايت پذيري؟... اين كاره ايم؟! حاضريم پاي اعتقاداتمون وايستيم؟اونم تا آخر؟... 4. بد نيست به اين نكته توجه داشته باشيم كه اين مقطع انتخابات دقيقا يك "موضع جهت ابتلا ست"... خيلي ها تو اين مدت صورت باصني خودشون و نشون دادن.از دو طرف... ماها بايد حواسمون باشه كه "با علي در بدر بودن شرط نيست، اي برادر نهروان در پيش روست"... 5. به قول اون بنده خدا: زنگ تفريحِ دنيا کوتاهه...زنگ بعدي زنگِ حسابه... 6. جناب آقاي "سرباز صفر" با سلام; اينجانب با بوسيدن 4 گوشه عرصه شعر، پرچم "قبول شكست" را به اهتزاز در مياورم... 7. بماند... يازهرا-ملتمس دعا جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم...
هوای دیدن خورشید درسرم افتاد که ناگهان به دلم جذبه ی حرم افتاد ![]()
اَلسَّلامُ عَلَيْك يابِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَديجَةَ سلام بر تو اى دختر فاطمه(س) و خديجه اَلسَّلامُ عَلَيْك يابِنْتَ اَمير ِ الْمُؤْمِنينَ سلام بر تو اى دختر امير مؤمنان(ع) اَلسَّلامُ عَلَيْك يابِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَيْن سلام بر تو اى دختر امام حسن و امام حسين اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ وَلِىِّ اللّه سلام بر تو اى دختر ولىّ خدا اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا اُخْتَ وَلِىِّ اللّه سلام بر تو اى خواهر ولىّ خدا اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه سلام بر تو اى عمه ولىّ خدا اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر سلام بر تو اى دختر موسى بن جعفر(ع) وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَكاتُهُ و رحمت و بركات خدا بر تو باد ************************ 1- اگر اجازه دادند و توفیق بود، نایب الزیاره دوستان خواهم بود... 2- خدا مبدع این "پیام خصوصی" رو... یازهرا-ملتمس دعا بی غسل و بی کفن شدنم آرزو بود.....
نذر حضرت قاسم علیه السلام کربلا با نسیم گلبرگش آخر او ماهپاره می باشد قامت سبز و قد کوتاهش جشن دامادی و بلوغش بود سینه گاهش کمی تحمل داشت گر عمو را شکسته می خواند قامت او کمی بزرگ شده است
تقدیم به آستان کیوان شکوه خضرت عبدالله ابن الحسن علیهما السلام ذکر لا حول ولا از دو لبش می بارد عمه نزدیک شده بر سر گودال ای تیغ نیزه ات را که زدی باز کشیدی بیرون نیزه ات را که زدی باز!!نمی شد حالا من از این وادی خون زنده نباید بروم دست و دل باز شو ای دست بیا کاری کن
در عصر نوارهای خوش آهنگ چه غم انگیز است نوار غزه....
این غزه همان یوسف کنعانی ماست
۱- خیلی برای مردم غزه دعا کنید اگر چه... لباس مشکی ما را بدستمان بدهید...
لباس مشکی ما را بدستمان بدهید
ستاره بود و شفق بود و فصل ماتم بود خوشا به حال طفولیتم که با نامت برای عرض تبّرک به ساحت گریه کسی برای من و دیده چلووشی می خواند چگونه گریه نریزد نگاهمان، وقتی چرا به آمدن مادرت یقین نکنم
************** ۲- ۱۱ ماه منتظر بودیم و اینک... یازهرا-ملتمس دعا الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه...
هنگام ظهر وقت اذان نماز بود تاریخ مثل ساقی کوثر نداشته است ************* این آستان توست، که باب الرضای ماست...
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای ************* قال علی ابن موسی الرضا علیه اسلام: ****************** ای کاش بشکنند دعاها حصارها کی میشود به گوشه چشمی نظر کنی پشت ضریح تو چقدر دل شکسته است طبق قرار آمده ام درد دل کنم بغض غزل شکسته که هی زار میزند نذر غبارروبی مرقد نموده ام "صدیقه سادات عظیمی نیا"
یازهرا-ملتمس دعا خداي ماه رمضون مهربونه...
![]() حالا وقتي تشنه شدي و نميتوني آب بخوري، آروم زير لب بگو:"يا اباالفضل سلام الله عليه".... به خدا، بي تو زندگي تنهاست....
گمان كنم كه زمانش رسيده برگردي هزار بيت فرج نذر ميكنم شايد زمان آن نرسيدست كرامتي بكني؟ مزار حضرت مهتاب را نشان بدهي گمان كنم كه زمانش،.... گمان كنم حالا نگاه كن،به خدا، بي تو زندگي تنهاست
يك شب بيا ستاره بريزم به پاي تو يك شب بيا، به ما برسد، اي اذان صبح ما مدّتي ست خانه تكاني نكرده ايم غير از همين دو قطره اشكي كه مانده بود از روزهاي هفته، سه شنبه اش از من روزي به خاطر سفر جمكرانيِ من يازهرا-ملتمس دعا ميلاد ارباب باوفا مبارك...
يَا رَبَّ الحُسَينعَلَيهِ السَّلَام
ان شاالله سال ديگه با آقامون در كربلا... ******************************** ميگفت: فكر كنم اين آرزو به دل همسرم بمونه كه وقتي روز عيد بچه ها لباس نو تنشون ميكنن،من بگم: " بچه ها چقدر مرتب و زيبا شده اند"....
******************************** به پاي شاخه گلي ريخته اي جواني را
یازهرا-ملتمس دعا زنجیرهای سینهزنی را بیاورید...
زمان زمان عجیبی ست،آی آدمها بهشت و آتش دوزخ،طناب و دست خدا تهیّتی که از این کوچه بی جواب گذشت به روی باغچه آهسته تر قدم بنهید به دست خویش کفن کردن تمامی خویش
زنده تر از تو كسي نيست ، چرا گريه كنيم ؟ ******************************************* يازهرا-ملتمس دعا
اربعين
در غروب عطش آلود، وقتى برق شقاوت خنجرى آبگون بر حنجره آخرين شهيد نشست...
دشمن به جشن و سرور ايستاده است و نوازندگان، دست افشان و پايكوبان، در كوچههاى آراسته، به انتظار كاروانى هستند كه با هفتاد و دو داغ... زنان با تمامى زيورآلاتشان به تماشا آمدهاند. همه را انديشه اين است كه با فرو نشستن سرها بر نيزه، همه سرها فرو شكسته است... و زمزمه حسينعليه السلام بر نيزه... شهر يكپارچه ضجه و اشك و ناله شد و باران كلام زينب جانها را شست و آفتاب را از پس غبارها و پردهها به ميهمانى چشمهاى بسته آورد...
چهل روز گذشت و حقيقت، عريانتر و زلالتر از هميشه از افق خون سربرآورد... كربلا به بلوغ خويش رسيد و جوشش خون شهيد، خاشاك ستم را به بازى گرفت... خونى كه آن روز در غريبانهترين غروب، در گمنامترين زمين، در عطشناكترين لحظه بر خاك چكه كرد، در آوندهاى زمين جارى شد و رگهاى خاك را به جنبش و جوشش و رويش خواند... چهل روز آسمان در سوگ قربانيان كربلا گريست و هستى، داغدار مظلوميت حسينعليه السلام شد... چهل روز، ضرورت هميشه بلوغ است، مرز رسيدن به تكامل است و مگر ميعادگاه موسى در خلوت طور، با چهل روز به كمال نرسيد... چهل روز است كه انقلاب از زير خاكستر قلبها شراره مىزند... آنان كه رنج پيمانشكنى بر جانشان پنجه مىكشيد و همه آنان كه شاهد مظلوميت كاروان تازيانه و اشك و اندوه بودند و همه آنان كه وقتى به كربلا رسيدند كه تنها غبار صحنه جنگ و بوى خون تازه و دود خيمههاى نيم سوخته را ديدند، اينك برآشفتهاند... بر خويش شوريدهاند... شلاق اعتراض بر قلب خويش مىكوبند و اسب جهاد زين مىكنند...! چهل روز است كه يزيد جز رسوايى نديده و جز پتك استخوان كوب، فريادى نشنيده... چهل روز است استبداد بر خود مىپيچد و حق در سيماى كودكانى داغدار و ديدگانى اشكبار و زنانى سوگوار رخ نموده است... اينك، هنگامه بلوغ ايثار است... هنگامه برداشت بذرى است كه در تفتيدهترين روز در صحراى طف در خاك حاصلخيز قتلگاه افشانده شد... اربعين است... كاروان به مقصد رسيده است... تير عشق كارگر افتاده و قلب سياهى چاك خورده است... آفتاب از پس ابر شايعه و دروغ و فريب سر برآورده و پشت پلكهاى بسته را مىكوبد و دروازه ديدگان را به گشودن مىخواند... اربعين است... هنگامه كمال خون، بارورى عشق و ايثار، فصل درويدن، چيدن و دوباره روييدن... هنگامه ميثاق است و دوباره پيمان بستن... و كدامين دست محبتآميز است تا دستى را كه چهل روز از گودال، به اميد فشردن دستى همراه، برآمده، بفشارد؟... كدامين سر سوداى همراهى اين سر بريده را دارد و كدامين همت، ذوالجناح بىسوار را زين خواهد كرد؟ .......
يازهرا-ملتمس دعا هزار سال ز رفتن لیلی گذشته است...
در کوچه ها نسیم بهشت محرم است ****** در حال نشاط و غم،حسین میگویم
دیباچه عشق و عاشقی باز شود ***** یا رب،دلم از غم حسین محزون کن
یازهرا-ملتمس دعا
گذرم باز در خانه ارباب افتاد...
گذرم باز در خانه ارباب افتاد کوفه امشب التهاب محشر است ********** نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد ********** دل را ز شرار عشق سوزاند علی ********** کاش این سحر ز صبوحی حذر کند
این جزر و مد چیست که تا ماه میرود؟
یازهرا-ملتمس دعا |
|




















.jpg)



