
زمان زمان عجیبی ست،آی آدمها
به جان خانه لهیبی ست،آی آدمها
بهشت و آتش دوزخ،طناب و دست خدا
چه داستان عجیبی ست،آی آدمها
تهیّتی که از این کوچه بی جواب گذشت
سلام مرد غریبی ست،آی آدمها
به روی باغچه آهسته تر قدم بنهید
که زیر باغچه سیبی ست،آی آدمها
به دست خویش کفن کردن تمامی خویش
غم بدون رقیبی ست،آی آدمها
شبی به شام زفاف و شبی شب تدفین
عجب فراز و نشیبی ست،آی آدمها
********************************
.jpg)
زنده تر از تو كسي نيست ، چرا گريه كنيم ؟
مرگمان باد و مبادا آن كه تو را گريه كنيم
هفت پشت عطش از نام زلالت لرزيد
ما كه باشيم كه در سوگ شما گريه كنيم ؟
رفتنت آينه آمدنت بود، ببخش
شب ميلاد تو تلخ است كه ما گريه كنيم
ما به جسم شهدا گريه نكرديم ، مگر
مي توانيم به جان شهدا گريه كنيم ؟
گوش جان باز به فتواي تو داريم ، بگو
با چنين حال بميريم و يا گريه كنيم ؟
اي تو با لهجه خورشيد سراينده ما
ما تو را با چه زباني به خدا گريه كنيم ؟
آسمانا ! همه ابريم گره خورده به هم
سر به دامان كدام عقده گشا گريه كنيم ؟
باغبانا ! از تو چشم تو آموخته ايم
كه به جان تشنگي باغچه ها گريه كنيم
*******************************************
زخمیم، خنجر یمنی را بیاورید
زنجیرهای سینهزنی را بیاورید
يازهرا-ملتمس دعا
+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه 1387/03/13 و ساعت
13:0 |

